عکسهای دخترکم..16ماهگی
١٦ ماهه شدنت مبارک دخترکم ببخش که دیر به دیر میام عزیزممم تمام وقتمو تو پرکردی عروسکم شیریین زبونم حسابی خانم شده خیلی کلمات رو میگی شعرهم بلدی دخترکم....
اسم خودشو میگه آیسا....من رو صدا میزنه سهی.....بابایی رو میگی بابا....داداشی عرشیا رو صدا میزنی عسیا......تتید به خاله سپیده میگی...سعیده رو راحت میگی جالبه که اولین اسمی رو که راحت یاد گرفتی اسم خاله سعیده بود...
تاتا عتاتی...آیساا آیسا منظورت به شعر آلیسا آلیساست که میخونی و میگی هیی....
رو وسیله های شخصی خودت و خونه خیلی حساسی هرکسی دست میزنه با تحکم میگی اکوون یعنی نکن مامان فدات بشه ملوسک....
عاشق کفشاتی میری میاری میگی سهی پاپا آیسا...من پات میکنم میری دم در می ایستی بری دردر....تلفن خونه رو فقط تو باید جواب بدی اگه کسی دیگه برداره جیغ و داد راه میندازی برمیداری میگی ایوو و همینطور مدتها حرف میزنی و میخندی غدات بشم این روزها تلفن خونه ما برای شنیدن حرفهات زیاد زنگ میخوره مشتری پرو پاقرصت هم آغاجون نامداره خدا سایشو همیشه حفظ کنه...
عزیزم گفتنیام زیاده اما هروقت شروع میکنم خیلی هاش از زهنم میپره باز یادم اومد میام اضافه میکنم ...
عکسهای نفسم در ادامه مطلب

عاشق پاپای منی جوجه....

مرسانای مهربون من...


اینم آنیل عسلی منه که دخترکم داره پفیلا بهش میده وجالبه که اونم فقط از دست دختر من میخوردفداتون...

یکعدد جوجه آریسای قهر کرده مامان فداششش

جای این روزهای دخترک کنار تلفن همراه با پاپا یار همیشگی....ناگفته نماند که شیطون بلا خودش میره اینجا اول رو صندلی بعداز صندلی روی میز کامپیوتر...بلاست دیگه بلا...
عاشقتم دخترک....


عکسهای دخترکم..16ماهگی
