نیمه وجودم آریسانیمه وجودم آریسا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

دختر زیبای ما آریسا

گلچین عکسها آریسا1

بدون شرح... آریسا وآریا.... خوابالوی من  جوجه در حال مطالعه ...   همیشه بخند گل نازم.. فدات که عاشق هندونه ای.... دوستت دارممم زیاد زیاد زیاد..... ...
5 خرداد 1392

فرشته آوازه خون خونه ما

فرشته من  سلام  الان که دارم مینویسم  دخترکم خونه رو با آواز خوندش گزاشته رو سرش  کل متن ترانه دختکم هم تو سه تا حرف خلاصه میشه گودا دیگی دویه گاهی هم میگه تاتیدو اما خداییش حالم رو میاره سرجاش با خوندنش الهی بگردم دور صدات خوشگلم.تاز شم دخملم برام سرشو هم تکون میده و و یک عدد خنده موشی تحویلم میده.وووش بخورم تو رو نانازم.خنده موشی فرشته ناز نازی من خنده نیستا ادای خندیدن رو در میاره دندوناشو میزاره رو هم و باتمام وجودش میگخ هه یعنی خنده.وقتی زیادی تو خودم غرقم یا سرمو خم کردم تو گوشیم میگردم خودشو خم میکنه سرشو میاره تو صورتم که من ببوسمش.درواقع میخواد حواسمو پرت کنه الهی بگردم که حال منو میفهمی مامانم و میای از اون حال ...
5 خرداد 1392

عکس....

فدای رقصیدنت مامانم خیلی دوستت دارم آریسای خواستنی خودم همیشه برام بمون.... ...
5 خرداد 1392

خوبه که هستی نفسم

سلام عزیزکم دلم خیلی گرفته خوبه که تورو دارم دخترکم همدم تنهایی هی من کاش زودی بزرگ بشی گاهی وقتها هم من باید سرمو بزرام روپاهات و تو منو دلدلری بدی من الان اون روزو میخوام آریسا دلم گرفته  اومدم سرمو گزاشتم رو پات فدایی پای کوچولوتم همینطور خیره نگام کردی خندیدی فدات بشم یعنی مامانی غصه نخور منو داری خدایا ازت ممنونم بخاطر این نعمت گرانبهات من خیلی وابسته هستم بهش خدایا پناهش باش........   خدایا بهشت زیر پای مادر است؟؟؟؟منم میگم به بهشت نمیروم اگر دخترم انجا نباشد بوووووووس برات مامانی   خیلی دوستت دارمم عروسک.... پ ن:لباسمو مامانم برام درست کرده براما ببینید چه نازمممم   ...
4 خرداد 1392

14ماهگی فرشته آسمانی من.....

سلام فرشته جوننم کوچولوی شیرین زبونم چهارده ماهگیت مبارک عزیز دلممم.چندروزیه همش منو به اسم صدا میزنی میگی سوهییی میخوای بگی سمی نمیتونی عزیزمی ممامانم.شعر میخونی و میگی تا تا عتا تی بقیه رو بلد نیستی میگی نانای نای میخوام قورتت بدم.یک شال مشکی دارم که ازتو بقیه شالهام خیلی دوسش داری نمیدونم چرا تا میبینیش یک جایی میاری میگی سوهیی منم میگم جان میندازیش رو پام و میری دم ور می ایستی میگی ده ده عزیزززم یعنی منو ببر بیرون. خیلی میخوامت آریسا جونم بازم میام مینویسم برااات الان کلی کاردارم باید برم بوووس.راستی به زودی عکسای شیرینکمم میزارم  تو وبلاگ.بووووس دخترک نازم. مامان فدات خوشتیپمم ...
4 خرداد 1392