دخترم تاج سرم...
دخترم تاج سرم من و تو هردو زیک اغازیم تو همان مادر فرداهایی من همان دختر دیروزینم نشه ی کهنه ی دیروزی من نقش فردای تئ نیست خوب می دانم من با همین چشم نباید به جهانت نگریست کاش می دانستی مادرت با همه ی هم نسلانش بذرهای بدوی می پاشد تا تو با ان پسر همسایه هردو یکسان و برابر باشید تا اگر ساده کلامش کردی کس نگوید که عجب! عاشق بود! برسی تا به نهایت تا بدان له ی اوج که تورا لای بود منع تصویر نگردی هرگز نه به سبک و مدل ترسیمت نه خدا ناکرده سر اعلامیه ی ترحیمت! ارزویم این است که در اینده ی فردایی تو نه تو حوا باشی نه شویت ادم همه انسان باشیم و من ان مادر دیروز نه که همان دختر امروز شوم وبر این فاصله ها با دمهای تو پیروز شوم.... ...
نویسنده :
مامان سمی
12:08










